حرف های خودمونی!!!

نوشته های روزانه من

سلام...

خوب هستین؟

کم کم داره انتظار ها واسه شروع سال جدید تموم میشه و سال نود بودنش به ساعت ها کشیده شده و فردا چنین موقعی سال 91 شروع شده.لبخند

امسال هم با همه ی خوبی ها و بدی هاش تموم شد.لبخند

واسه من امسال فراز و نشیب زیادی هم خوبی داشت هم بدی داشت،هم قشنگی داشت و هم زشتی...

امسال به خودم نمیتونم نمره ی خوبی بدم!چون اشتباهاتی تو زندگیم داشتم که میخوام تو سال جدید جبران کنم...گریه

میخوام تو سال 91 نمره خودم رو خیلی بیشتر کنم

اما امسال برای من یه خاصیت ویژه داشت اون هم این که امسال واسه ی من پر از تجربه بود.پر از تجربه های مفید برای زندگی و آینده

یه سال دیگه هم گذشت...

امسال خیلی زود گذشت...خیلی!!!

نمیدونم چرا لحظه ی تحویل اینقدر واسم عجیبه!

خیلی لحظه ی عجیبیه یه لحظه ی جذاب و جالبیه.

مخصوصا ثانیه شمار های آخر سال!

امیدوارم امسال عید خوبی داشته باشین

پیشاپیش عیدتون مبارک...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط ali نظرات () |

سلام...

خوب هستین؟

من مدتی درگیر کار هام بودم و نمیتونستم مطلبی بنویسم.

کم کم داره سال تموم میشه.داریم دوباره به سال نو نزدیک میشیم.

کم کم هوا داره معتدل میشه...

دوباره خرید های سال نو شروع شده...

دوباره وقتی میریم تو خیابونا و مغازه ها از شلوغی و ترافیک یه عالمه معطل میمونیم!

این روزا هر کسی یه حس و حالی داره بعضیا دارن لحظه شماری میکنن که دوباره سال نو بشه و لباس های نو و مسافرت و مهمونی و...

وقتی چند روز پیش میرفتم تو بازار واسه ی خرید عید با خودم میگفتم خدا هیچ پدری رو مخصوصا تو این شب ها شرمنده ی خونوادش نکنه.

خدایا هیچ پدری نباشه وقتی که بچه هاش از باباشون میپرسن بابا کی بریم لباس نو بخریم...؟پدر سرش رو از خجالت پایین بندازه...

خدایا تو رو قسم به به این روز های آخر سال...هیچ پدری سرش جلوی خونوادش پایین نباشه...

خدا...

هر چی فکرش رو میکنم چقدر اون لحظه واسه یه پدر دردناکه...

بی خیال.

اینا رو گفتم که بگم همیشه خدا رو واسه همه ی جیزایی که داده شکر کنیم...

ببخشید سرتون رو درد آوردم ولی به فکرم رسید امشب اینجا راجب این مطلب بنویسم...

شب خوش...

شب خوش...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٦ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط ali نظرات () |

سلام.

خوبین؟

چه خبرا؟

من 2 روز پیش رسیدم.

جای همه خالی خیلی خوب بود.

خیلی مسافرت خوب و قشنگی بود.

جای همگی خالی.

اول رفتیم نجف 3 شب اونجا بودیم.بعدشم رفتیم کربلا اونجا هم 3 شب بودیم بقیه جا ها رو هم چند ساعتی رفتیم.

مسجد کوفه هم واقعا محشره...

حرم کاظمین و سامرا هم رفتم...

من وقتی رسیدم تازه فهمیدم کجا بودم...

دیدن بین الحرمین و ایوون طلا و...خیلی واسم جالب بود.

بین الحرمین واقعا قشنگه اصلا همون موقع که گنبد امام حسین رو دیدم گریم گرفت واقعا باورم نمیشد اونجا رفته باشم.

ایشالا قسمت بشه همه برن...

این چند روزه که نبودم خیلی درسام عقب افتاده باید بشینم سر درس...

شب خوشبای بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط ali نظرات () |

سلام.

خوب هستین؟

خیلی وقت بود پست جدید نگذاشته بودم بد جور در گیر امتحانا بودم.ببخشید.

امتحانام همه جور داشت بعضی هاش رو خراب کردم بعضی هاش رو خوب دادم اما در کل بد نبود.

اما آخرش راضی نیستم باید بیشتر بخونم تا موفق بشم.

الآن هم از سر درس بلند شدم خسته شده بودم گفتم بعد از مدتی یه پست بنویسم.

راستی من یکشنبه میرم کربلا...

خیلی اتفاقی و  ناگهانی جور شد.

هوایی میرم.

ایشالا اگه قسنت بود نائب الزیاره همه دوستان هستم...

خیلی دوست داشتم کربلا رو از نزدیک ببینم...

آخ جون...

به هر حال امیدوارم سفر خوبی بشه.

ایشالا بعد از کربلا دوباره میام مطلب مینویسم.

مرسی شب بخیربای بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط ali نظرات () |

سلام...

خوب هستین؟

این مدتی که مطلب ننوشتم واسه این بود که در گیر درس و کلاس بودم.

آخه امتحانا نزدیکه خیلی وقتی واسم نمونده باید سریع درس ها رو مرور کنم.

هر وقت زنگ خطر های امتحانا و بوی امتحانا میاد همزمان باهاش اضطراب و استرس و نمره های درخشان همراهشه....!

اما دعام کنید امتحانام رو خوب بدم چون این امتحان ها خیلی واسم مهمه.

راستی پیشاپیش شب یلدای همگی مبارک.

شب جالبیه این شب یلدا...

خاطرات جالبی ازش دارم!

یکی از اون شب هاییه که آدم رو یاد دوران های دبستان و این ها میندازه که تو اون سال ها شب یلدا رو چه جوری میگذروندیم!

خوش بگذره...

شب خوشبای بای

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٤ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ توسط ali نظرات () |

Design By : Pichak